يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

203

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

اورد - خداوند عالم چون غايت عجز و اضطرار او معاينه كرد و قصد كردن بر اسلام مستنكر پنداشت « 1 » برين شرط صلح كرد كه البخان خدمتي در حضرت فرستد و خود از ولايت گوالير بازگردد - روز ديگر الب خان اجناس خدمتى در حضرت اعلى فرستاد - و خود بكوچ متواتر بر سمت دهار بازگشت - خداوند عالم‌پناه مدتي كنارهء آب چنبل مقام « 2 » كرد - و مال و محصول از كفار آن ديار بر قانون قديم ستده سالما و غانما « 3 » مظفر و منصور طرف شهر مراجعت فرمود - در ماه رجب سنه سبع و عشرين و ثمانمائه در دار الملك دهلى درآمد - و در پرداخت كارهاى ملكي مشغول گشت - در ماه محرم سنه ثمان و عشرين و ثمانمائه اتفاق سوارى سمت كتهير « 4 » مصمّم كرد - چون در كنارهء آب گنگ رسيد راى هرسنگهه در حضرت پيوست - و « 5 » بمراحم فراوان مخصوص گشت - فامّا سبب انكه سه سال محصول باقي داشته بود او را موقوف « 6 » كرده مدتي داشتند - الغرض لشكر منصور لب آب گنك « 7 » عبره كرد و فسدهء آن ديار را گوشمال داده طرف كوهپايهء كمايون رفت - چندگاه آنجا بود - چون هوا گرم شد كنارهء آب رهب گرفته مراجعت فرمود - آب گنگ را باز نزديك قصبهء كنبل « 8 » عبره كرده مىخواست سمت قنوج عزيمت « 9 » فرمايد - در شهرهاى هندوستان قحط مهلك بود پيشتر نرفت - همچنان « 10 » خبر تمرّد

--> ( 1 ) M . پنداشته ( 2 ) M . آب جيتل مقام و مال ( 3 ) M . سالم و غانم ( 4 ) M . and I . كتهيهر مصمم كرده ( 5 ) M . پيوسته بمراحم ( 6 ) Tabakat Akbari , p . 275 says : - نرسنگه راى كيتهر در كنار آب گنگ آمده ملازمت نمود - بواسطهء بقاياى سه ساله چند روز در قيد افتاد - آخر مال ادا نموده خلاص شد * ( 7 ) M . لب اب گنگ را عبره ( 8 ) M . قصبهء گنگ ( 9 ) M . عزيمت فرمايند ( 10 ) M . omits همچنان